۸ تیر ۱۳۹۲

شهادت نردبان آسمان است


شهادت نردبان آسمان است
نجات از درد و غمهای جهان است
شهادت مهر تایید خداوند
به هرکس این مدال افتخار است
شهادت آشیان عاشقان است
کلید قلف در های جنان است
میزبان هر شهیدی هست خداوند
سعادت را نهایت این مقام است
خریداری که هست او مالک الملک
دهد جانی تورا بهتر ز آن است
اگر جانی دهی بهر خداوند
دهد صدها عوض فضلش زیاد است
نبی الله تمنا کرده هردم
شود کشته در این صدها پیام است

۶ تیر ۱۳۹۲

مرد مسلمان برخیز که نه وقت نشستن است



خداوند متعال چه قدر واضح مسئولیت فرد مسلمان را در هر برهه ایی از زندگی بیان نموده است ؛ ولی این خود شخص است ، برای خود بهانه تراشی میکند و گویا خودش را فریب می دهد، زیرا خداوند متعال از فریب خوردن، پاک و مبرا است و او دانا به هر پنهان و آشکاری است ( یعلم خائنة العین و ماتخفی الصدور).
کلام خداوند متعال،پیامی جاودانه و شرحی برای نوع زندگی بشر تا قیامت است و هیچ جای شک وشبهه ای در آن نیست.
بادیدن حالات اسفبار مسلمانان مظلوم ، بی دفاع ، زنان ، دختران و کهنسالانی که مورد آزار و اذیت های گونانگون از طرف یک عده از ظالمان خدا نترس قرار می گیرند، دیگر جای نشستن و فکر کردن را به کسی نمی دهد زیرا کلام خداوند متعال در این مورد صراحت دارد که:
( وَ ما لَکُمْ لا تُقاتِلُونَ في‏ سَبيلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذينَ يَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُها وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ وَلِيًّا وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ نَصيراً)
شما را چه شده است ،چرا در راه خداو نجات بیچارگان از زن و مرد و کودک که می گویند، بارالها ما را از این سرزمین که مردمش همه ستمگرند ،بیرون کن و نجات بده و از ناحیه خود برای ماسرپرستی بفرست و  از جانب خودمدد کاری برای ما روانه کن ، پیکارنمی کنید؟)
این آیه شریفه مسئولیت مسلمانان را در صورت دیدن تحت ظلم واقع شدن برادران دینی اش را واضح میکند و دعوت به سوى جهاد بر اساس تحریک عواطف انسانى مى کند و مى گوید: ((چرا شما در راه خدا و در راه مردان و زنان و کودکان مظلوم و بى دفاعى که در چنگال ستمگران گرفتار شده اند مبارزه نمى کنید بلکه حتما جهاد کنید و برای نصرت ویاری آنها بکوشید آیا عواطف انسانى شما اجازه مى دهد که خاموش باشید و این صحنه هاى رقت بار و دلخراش مظلومان خود را مشاهده کنید در حالیکه در اسلام فرقی بین عربی و عجمی و فرقی بین سیاه و سفید و فرقی بین مشرقی ومغربی نیست بلکه ( انما المومنون اخوة) مسلمانان همه برادرند.
برای واضح بودن یک امر ، بودن یک آیة کافی است اما در این مورد و یاری مسلمانان و مظلومان ، دهها آیات و حدیث صحیح و معتبر موجود است که نصرت مظلومان را برما واجب میکند.
زیرا امت ما ، امت واحده و درد ما ، درد واحد است و علاج آن نیز اتحاد است .
والحمدلله اولا و آخرا

۵ تیر ۱۳۹۲

امریکا چرا دروازه صلح را اینقدر سخت می کوبد؟

امریکا چرا دروازه  صلح را اینقدر سخت می کوبد؟
هر رازی روزی افشا می گردد و هر حقیقتی روزی بر ملا می گردد.
اگرآمریکا در افغانستان برای  صلح آمده بود پس شایسته بود که از همان روز اول که کابل را گرفته بودند و رقیبی قدرتمند در میدان نداشتند صحبت صلح را در میان می آ وردند.....گروههای مختلف را در یک دولت سهم می دادند و هیچ مخالفی را ناراضی رها نمی کردند.
 آنروز یادم است که خبرها و تحلیل گران در مورد طالبان میگفتند باید در حکومت هیچ نام و نشانی نداشته باشند ....آنها این تحریک اسلامی را خلاص شده می پنداشتند گرچه بعضی از تجربه کاران هشدارهای ضعیفی می دادند اما کجا گوش شنوا .
آنها می خواستند کاملا نام ونشان این تحریک نماند تا یاد و نشانی ازشریعت در اذهان تداعی نشود.اما مگر می توانند نوری را که خدا روشن نموده -با بعثت سردار دوعالم- خاموشش کنند؟
 نه ؛ والله که نمی توانند چرا که آنها خدایی دارند قدرتمند که در طول ۱۲ سال به امید او حرکت دوباره ای را با غربت تمام آغاز کردند و با پشتیبانی او و کشته شدن هزاران مجاهد نستوه و فداکار توانستند امروز ابرقدرت دنیای غرب و شرق را به زانوی در آورند .......
 چه عجیب در به در می گردند تا زود مذاکره ای صورت گیرد؟
 تاکی می توانند شکست را پنهان کنند و تا به کی می توانند تابوت ها را در یخچال های دیگر کشورها نگهداری کنند.
 اما چرا امروز ؟ چرا امروز دروازه صلح را می کوبند ؟ چرا بعد از این همه خون ریختنها؟
 آنها ملت مسلمان افغان را تجربه نکرده بودند و از رقیب خود روسیه نیز درس عبرت نگرفتند زیرا  پول و دولار زیاد داشتند و با تکیه بر پول و تکنولوجی برتر خود احساس غرور کردند.
 اما کجا برابری می کند قدرت خدایی و تکنولوجی غرب و شرق؟
 کجابرابری می کند نبرد بین عاشقان مرگ و عاشقان زنده ماندن؟
 خود قیاس کنید و در صد شکست شان را - با این عجله ای که نشان می دهند - در ذهن خود حاضر کنید.
 و می توان در چند چیز این عجله امریکا را خلاصه کرد

۱- شکست کامل در میدان نبرد.
 الف: مجاهدین امارت اسلامی روز به روز قوی تر شده و رزم دیده تر می گردند و بر تعداد شان نیز افزوده می شود.
 ب: شکست فاحش تکنولوجی برتر شان در مقابل ایمان جوانان مومن با ماین ها، بمها، نیروهای فدایی  و غیره.
 ج: کشته شدن نیروهای انسانی آنها که باعث شده تا روحیه سربازان شان به صفر برسد گرچه برای سانسور خبرهای دقیق ازآمار کشته ها از هیچ کوششی دریغ نکرده اند اما تا کی  .
 
د: ازبین رفتن مهمات، تانگها ، هلی کوپترها و هواپیماهای شان در مدت ۱۲ سال تمام و در طول شبانه روز بدون هیچ نتیجه مطلوبی.
 ۲- شکست اقتصادی آمریکا
 در باب اقتصادی، مبالغ هنگفتی را متحمل شدند و مبالغ بالای را در مصارف نیروهای شان در حالت جنگ از دست دادند ولی کاری از پیش نبردند و فقط در باب تبلیغات وخالی بندی میدان را در دست داشتند.
 از روزهای اول تا به امروز کمراقتصادی آمریکا  کج شد و دوباره راست نگشت و روز به روز دلارش در حال کاهش قیمت است و مشکلات اقتصادی در داخل حکومت شان غوغا میکند.
 ۳- شکست وجهه جهانی آمریکا
 در طول این ۱۲ سال آمریکائیها چهره ای زشت و غیر اخلاقی از خود درجهان به نمایش گذاشتند .
 از زندان ابو غریب گرفته تا زندان گوانتانامو و از افعال بد لشکریان شان با مردم بی دفاع و مظلوم در پنجوایی و امثالش گرفته تا اهانت به اجساد مردگان ، اهانت به مقدسات و صدها اعمال دیگر که وجهه آمریکا را ، نه دوست ملتهای مظلوم و بلکه خون آشام  و منفورمعرفی کرد؛ چهره ای که هر نامزدی برای انتخابات آمریکا می آید ،اول صحبت از بستن زندان گوانتانامو وتصحیح وجهه آمریکا میکند .
 ۴- شکست آمریکا در نگهداری متحدانش
 به راستی، آمریکا می تواند خود را به زور بقبولاند که پیروز می شود اما مگر متحدانش عقل ندارند ؟  روند پیش روی یا پس رفت را نمی فهمند و تشخیص نمی دهند؟
 آری، همین است که یکی بعد از دیگری نیروهای شان را بیرون میکنند و در نامزدی انتخابات های شان با شعار واپس کردن نیروهای کشور شان ، برنده انتخابات می شوند .
 این دوازده سال را که  تحمل کرد از بابت تقسیم مشکلات مالی و نظامی به دوش ائتلاف ناتو و آیساف  و غیره بود ولی دوستانش گوی سبقت را از یک دیگر بردند وخروج زود هنگام نیروهای شان را از افغانستان تلاش کردند.
 ۵- شکست آمریکا در تربیت مزدوران
 دولت مزدور آمریکا (کرزی)نتوانست همان نقشی را بازی کند که او می خواست، زیرا مزدوران تقسیم شده بودند و پنهانی هریک اربابی برای خودش گرفته بود.
 نیروهای اردو و پولیس هم گاه گاهی - ودر این اوخر زیادتر - بر نیروهای خارجی حمله می کردند تا بر طالبان. دیگر اعتمادی بر محافظان خود، شاگردان تحت تعلیم خود و بر هیچ افغانی نداشتند.
 و در حقیقت این همه، امتحانات خداوندی بر ملت ما بود و اسلام شکست نمی پذیرد { الاسلام یعلو و لا یعلی علیه } ولی جهت تمحیص و جداکردن منافقان از مخلصان، طبق سنت خداوندی در هر زمانی، چند روزی مشکلات و سختی ها آمد ولی در پایان، حق پیروز میدان است و باطل با تمام دبدبه اش از بین خواهد رفت { و قل جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا } و تاریخ بهترین گواه بر این مدعا است.
 وماذالک علی الله بعزیز و هو ولینا و خیر الناصرین

۴ تیر ۱۳۹۲

آمریکا در پی معادن ماست نه دلسوز ملتها

رادیو "WDR2 " آلمان، چند روزگذشته در یک بخش بسیار کوتاه خبری خبر کشف معدن " لیتیوم" در افغانستان را به گونه ای متفاوت از تمام رادیوهای فارسی زبان و خبرگزاری های جهان اعلام داشت. این رادیو گفت: ارتش امریکا یک معدن بزرگ " لیتیوم" در افغانستان کشف کرده است. نه تنها از لیتیوم برای سیستم های کامپیوتری دقیق ترین استفاده ها می شود، بلکه کاربرد این فلز در سلاح های جنگی، تحول بزرگی را در حد یک چرخش عظیم در سلاح های جنگی بوجود خواهد آورد.
تاکنون تنها معدن لیتیوم در کشور بولیوی بود. ازلیتیوم برای ساختن تلفن های همراه، لب تاپ و اتومبیل های برقی که به تازگی تولید آنها شروع شده استفاده می شود و همچنین برای تولید یکی از نادرترین داروها برای بیماری های عصبی از آن استفاده میشود.
این بخش خبری دیگر تکرار نشد و هیچ خبرگزاری در جهان چنین شفاف در باره سه نکته یاد شده دربالا خبر نداد: 1- کاربرد در سیستم کامپیوتری،2- کاربرد در تولید سلاح نظامی و 3- کشف آن توسط ارتش امریکا.
نکته سوم، یعنی تصاحب نظامی این معدن و اعلام این کشف توسط یک ژنرال امریکائی، که خبرگزاری ها، ارزش آن را بالغ بر یک هزار میلیارد دلار برآورد کرده اند. البته رادیوی مذکور در پایان خبر کوتاه خود اضافه نیز کرد که اگر بخش اندکی از درآمد ناشی از این معدن صرف امور افغانستان شود، این کشور به یکی از پیشرفته ترین کشورهای منطقه تبدیل خواهد شد.
بدین ترتیب و با این گزارش، آن اعتراف غافلگیر کننده سه هفته پیش رئیس جمهور آلمان اعتباری تاریخی پیدا می کند. وی پس از بازدید از نیروهای نظامی آلمان در افغانستان، در یک مصاحبه با بحث های جاری میان فراکسیون های پارلمانی آلمان و مطبوعات این کشور که نسبت به حضور ارتش آلمان در افغانستان انتقاد می کنند، گفت: منافع اقتصادی آلمان ایجاب می کند که ارتش این کشور در افغانستان حضور داشته باشد.
این جمله، با تمام گفته ها و نوشته های تبلیغاتی که حضور نظامی آلمان و امریکا و ناتو در افغانستان را برای مقابله با تروریسم و طالبان و القاعده توجیه می کنند مغایرت داشت و پرده از ماهیت واقعی ماجرای اشغال نظامی افغانستان برداشت. بدنبال همین اظهار نظر، فشار محافل قدرت در آلمان به رئیس جمهور این کشور چنان شدید بود که او ناچار شد از سمت خود استعفا بدهد. حادثه ای که در آلمان بی نظیر بود.
خبرگزاری های جهان کشف نظامی معدن "لیتیوم" در افغانستان را در کنار دیگر معادن افغانستان اعلام کردند. از جمله مس، آهن، طلا و لاجورد و ارزش مجموعه آنها را تا یک هزار میلیارد دلار برآورد کردند.
شواهد نشان میدهد که پس از فروپاشی اتحاد شوروی، نتایج تحقیقات زمین شناسی این کشور در طول حضور ارتش سرخ در افغانستان، بدست امریکائی ها افتاده و از جمله دلائل اشغال شتابزده افغانستان که ماجراجوئی های حکومت طالبان در افغانستان زمینه توجیه افکار عمومی جهان را برای آن فراهم ساخت پس از بررسی این تحقیقات و اسناد صورت گرفت.
هنوز درباره "گاز" افغانستان امریکا مهرسکوت را نشکسته است و این درحالی است که از زمان حضور ارتش سرخ در افغانستان رسما اعلام شده بود که در شمال این کشور ذخائر عظیم گاز وجود دارد. بخشی از گاز افغانستان در همان دوران استخراج شده و با لوله کشی گاز تا کابل پایتخت افغانستان رسانده شده بود.
اعلام اخبار مربوط به کشف معدن " لیتیوم" توسط ارتش امریکا و همچنین دیگر معادن در افغانستان کاملا آشکار ساخت که بحث های مربوط به هزینه باصطلاح کمرشکن حضور ارتش امریکا و ناتو در افغانستان و همچنین بحث های مربوط به فشار افکار عمومی امریکا و کشورهای اروپائی بدلیل کشته شدن سربازان امریکا و ناتو در این کشور، تا حد از واقعیت و ماهیت آنچه در افغانستان روی داده و میدهد فاصله دارد.
برگرفته از ...

۲ تیر ۱۳۹۲

نظام اسلامی تنها راه حل معضلات ملتها

بسم الله الرحمن الرحیم

دوران های گذشته خلافت اسلامی ، چون ستاره ای درخشان در افق تاریخ ملتها و دولتها می درخشد .
دورانی که سرشار از مودت و دوستی ، الفت و برادری ، امنیت و آسایش ، آزادی و حقوق بشر و حتی حقوق حیوانات بود.
خلافت خلفای راشدین وخلافت عمربن عبد العزیز رحمه الله و همچنین بعضی از خلفای اسلامی دیگر، نمادی از تبلور عزت و کرامت انسانی بود که از یهود و نصاری گرفته تا غلامان و بردگان همه وهمه دارای حقوق برابری از لحاظ بشری بودند .
خلفای اسلامی خود از حال مردم با گشت زنی در مناطق آنان باخبر می شدند  نان بیوه گان و هیزم پیر زنان را به دوش خود حمل مینمودند و خلیفه خود لباس های کهنه و پینه دار می پوشید .
امنیت که یکی از موارد مهم زندگی بشر است و دولتها آن را در مراحل اولیه همه برنامه های خود قرار می دهند، آن روز تا جایی پیاده شده بود که خلیفه خود زیر درختی دور از نگهبان می خوابید و هیچ هراسی از دشمنی که بر او حمله کند نداشت و پیر زنی ضعیف از یک منطقه تا منطقه ای دور به تنهایی با کمال امنیت و آسایش سفر می نمود و خبری از دزدان نبود .
آری این امنیت حتی به حیوانات درنده نیز سرایت کرده بود که شاید ما آن را افسانه ای بیش تصور نکنیم.
اقتصاد که حرف اول را در اداره حکومت ها می زند، آن روز بجایی رسیده بود که زکات دهندگان دنبال فقیری می گشتند تا زکات شان را به او بدهند اما خیلی به مشکل فقیری می یافتند.
طلا و جواهرات تا حدی در دست رس مسلمانان قرار گرفته بود که با ابریشم این پارچه گرانبها آب صورت و بینی را پاک می کردند.
 عدالت که حرف اول را در دولتها می زند آن روز تا جایی درجامعه به اجرا در آمده بود که خلیفه وقت، بخاطر دعوا با یک مرد یهودی به دادگاه کشانده میشد و قاضی نیز طبق دلایل ظاهری آن فرد یهودی، حق را به آن می داد و خلیفه نیز با کمال اطمینان می پذیرفت.
عدالت محوری چنان در نظام اسلامی مطرح بود که خلیفه فرزند خود را که شراب خورده بود در ملای عام حاضر نموده و حکم شرعی را برآن اجرا مینمود.
بله! کجاست امنیت دولتهای امروزی برای ملتهای خود؟
 بنابر ظلمی که بر ملتهای خود روا می دارند، گروه های جدایی طلب و ضد نظام های خود می سازند.
با فقر و فاقه ای که دست و پای ملتهای خود را بسته اند – در حالیکه جیب های خود شان پر است- امنیت نسبی را نیز از مردم خود گرفته اند تا جاییکه دزدی و راهزنی یکی از موارد عام در هر قریه و شهری گشته است چه برسد در سطح بالاتر آن.
رشوه خواری و عدم اجرای عدالت از موارد آشکاری هست که در نظام های کنونی داد می زند.
ملتها، دنبال امنیت، عدالت، آزادی و اقتصاد خوب اند و از این بابت است که زمانی بدنبال اشتراکیت و شعار بظاهر شیرین کمونیستها می رفتند و گمان شان این بود که عدالت را در آن حاصل خواهند کرد اما با گذری چند از آن و تجربه دولتها، برای شان ثابت شد که با شکست مواجه گشته اند و زمانی به دنبال جمهوریت می رفتند – چنانچه امروزه نیز بعضی ها فریفته ان اند- و گمان شان این بود تا آزادی را در آن حاصل کنند اما دیدند که همه وهمه سرابی بیش نبودند.
آری، غیر از نظام اسلامی دیگر چاره ای برای جهانیان نمانده است و دارد پی می برد که در نظام اسلامی بسیاری از چیزها هستند که با فاصله ای که از دوران درخشان خلافت اسلامی داشته اند از چشم های شان پوشیده مانده است و از همین است که نظام اقتصادی خود را به طرف بانکداری اسلامی سوق می دهند.
و مسلمانان نیز به این رشد فکری رسیده اند که راه حل تمام معضلات امنیتی، اقتصادی و عدالت محوری را غیر از نظام اسلامی در دیگر جایی نخواهند یافت.
نمونه کوچکی از این ادعا را می توان در دوران نزدیکمان، حکومت 7 ساله امارت اسلامی با وجود پایان نرسیدن جنگهای طرف شمال و مشغول بودن حکومت مرکزی با اداره جنگی داخلی و با وجود تحریم های بیرونی و با وجود نداشتن ارتش و سلاح های نظامی و با وجود نداشتن بسیاری از پرسنل های کاری و غیره ، توانستند با صداقت در چار چوب پیاده کردن نظام اسلامی - که داشت آهسته آهسته به رشد ظاهری و معنوی خود می رسید- نمونه ای از امنیت، آسایش و عدالت را در افغانستان که جزء جهان سومش می شماریدند ، پیاده کنند، و بسیاری از دولتمردان همسایه بصورت آشکارا و بعضی ها غیر علنی انگشت تعجب به دهان گذاشته و نمونه امنیت آوردن شان سرزد زبانها گشت.
آری جهان باید دوباره برگردد به اصلی که روزی آن را تجربه کرد ومدینه فاضله ای  که در عمل آن را با چشمان خود دید؛ آن مدینه فاضله ای که جهان امروزی در بدست آوردن آن چه نقشه هایی که نمی کشد اما چیزی حاصل شان نمی شود جز اینکه نقشه های دیگری بریزند.
بله، جهان اسلام میفهمد که باید برگردد به همان اجرای نظام اسلامی ولی متجاهلان و معاندان مگر میگذارند؟!!! زیرا با آمدن چنین نظامی، بازار شان را در کساد کامل می بینند ولذا نمی خواهند تا جهانیان باری دیگر از نزدیک نظام اسلامی را لمس کنند و افکارشان دیگر خریداری نداشته باشد.
آنها با مرتب کردن داستانهای خیالی زنده اند و به این طریق ثروت ملتها را به بهانه هایی بالا می کشند و یک روپیه افغانی به آنها داده ودر عوض، صد افغانی دیگر را برای خود ذخیره میکنند.
استثمار گران و خون آشامان ملتها نمی خواهند تا نمومنه نظام اسلامی در جهان پیاده شود زیرا می ترسند تا الگویی برای دیگر ملتها گردند و به همین سبب است تا در کشوری اعلام نظام اسلامی می شود فورا با دست ودندان حمله می کنند و پیروان و رهروان این خواسته را در لیست های سیاه ساختگی خود قرار می دهند که نمونه بارز آن امارت اسلامی افغانستان بود و نمونه های دیگری نیز هست مانند مسلمانان صومالیا که با یورش نیروهای فرانسوی و غیره مواجه شدند و مسلمانان عراق، و همکنون نیز مسلمانان مبارز سوریه را که خواهان برپایی نظام اسلامی هستند در لیست سیاه خود قرار داده اند.
اما گروه های تا دندان مسلحی را که هزارها بی گناه را در سوریه کشته اند و می کشند چون بر خلاف منافع خود نمی بینند لذا با نشان دادن چراغ های سبز خود، راه را برای رشد آنها باز می کنند.
این است عدالت نظام های پوچ غربی و این است اساس نظام های اروپایی.
و در حقیقت تنها این نظام اسلامی است که توانایی قیادت کل ملتها را داشته وعدالت ،امنیت، اقتصاد سالم و دایم و رشد معنوی ملتها  را در اساس برنامه های خود دارد.
به امیدی که همه ملتها و بخصوص بهار عربی رخش را به سوی بهار نظام اسلامی عوض کند و باری دیگر مدینه فاضله را با اجرای نظام اسلامی به جهانیان نشان دهد به امید احیای خلافت اسلامی درجهان وما ذالک علی الله بعزیز.

۱ تیر ۱۳۹۲

اسلام را با همه چیزش بپذیریم


حامدا لله و مصلیا علی رسول الله و آله والاصحاب
ما همه شاید دوستان زیادی داشته باشیم که با ما در هرجا همراه اند، اگر به تفریحی برویم، اگر جشنی داشته باشیم و یا سفری برای خوشگذرانی برویم، آنها نیز به نوبه خود در هر جایی با ما همراه اند؛ اما کم، کسانی اند که ما را در هنگام سختیها، مثلا زمانیکه مشکل مالی پیش بیاید و زیر بار رفته باشیم و هر ساعتی ممکن است طرف مقابل مان با دست بند پولیس به خانه ما بیاید و در این حالات سخت نیاز به پول داشته باشیم و دوستی حاضر باشد تا مقداری کمک بلاعوض بکند، تا از این مشکل رهایی یابیم.
و یا اینکه به یک مریضی سخت مبتلا شده اید و با ید به خارج از کشور بمانند هندوستان یا جای دیگر  برای تداوی بروید ولی کسی از اهل خانه به آن حدی نیست که با شما همراه بشود ، آیا دوستی می یابید که وقت خود را قربان کند وبا شما در مدت تداوی تان تا هندوستان همراه باشد و اهل خود را تنها بگذارد؟
و چه برسد که اگر در وسط رودخانه افتاده اید و در صد کمی از نجات مانده است و دارید غرق می شوید و باید کسی خود را داخل رود خانه ای بیاندازد که شنا گران هم کم امید نجات دارند یعنی فقط 5% درصد.
آری دوستان واقعی کم اند و یاران مخلص انگشت شمار ، پس قیاس را در میان خود و اسلام بگذاریم.....................
تا چه حدی دوست واقعی برای اسلام بوده ایم؟
در وقت آسایش و امنیت دم از اسلام می زنیم، در جلسات مختلف صحبت از اسلام می کنیم و آیا در شدائد و سختی ها اسلام را چه اندازه نصرت کرده ایم؟؟؟..... اگر نیاز به کمک مالی جهت مجهز نمودن مجاهدین داشته است ما چه اندازه کمک کرده ایم؟؟؟
در این برهه های حساس نیاز شدید به حضور جوانان غیرتمند در میدان و نیاز به اهل خرد و تجربه داشته است اما ما چه جوابی و عکس العملی در مقابل این نیازها داشته ایم؟؟؟
ما که ادعای دوستی با اسلام را داریم !!!
فریادهای مظلومانش را که روزانه هزارها بار بلند می شود هل من ناصر ینصرنی را چه جوابی داده ایم؟
هتک حرمت به رسول اسلام را بارها شاهد بوده ایم اما چه حرکتی از ما بخاطر دفاع از آن صورت گرفته؟
هتک حرمت به تنها کتاب اسلام را مکررا شنیده ایم اما چه عکس العملی ازما برای دفاع از آن بوقوع پیوسته است؟
غیر از اینکه ما خود را با نام اسلام بازی می دهیم دیگر چیزی نداریم........بهانه ما ( بیوتنا عورة) است بهانه ما  (لا تفتنا ) (اگر جهاد کنیم در فتنه می افتیم) است بهانه ما ......است در واقع همان بهانه منافقین در زمان رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم که قرآن کریم برایمان واضح نموده است.
و در واقع اسباب اصلی، به گفته نبی مکرم اسلام صلی الله علیه وآله وسلم (حب الدنیا )دوستی زن، دوستی فرزندان، دوستی ساختمان و قصر، دوستی پول و مقام، دوستی از دست نرفتن فرصتهای شغلی و مقامی، دوستی.....و (کراهیة الموت ) ترسیدن از مرگ و ترس مردن زود هنگام در این راه است که در واقع سستی ایمان و عقیده به تقدیر را دارد و اینکه به آخرت ایمان واقعی ندارد زیرا مومن دوست دارد تا از این دنیا رهای یابد و زود تر به دیار آخرت و همیشگی رهسپار شود (الدنیا سجن المومن و جنة الکافر).....(الموت تحفة المومن) مرگ هدیه ای برای مومن است ودر حقیقت پلی است که او را به جنات نعیم می رساند.
پس بیاییم و
اسلام را با همه چیزش بپذیریم
اسلام را در وقت سختی ها تنها نگذاریم که رسم دوستی نیست.
مائیم که باعث شکست و یا پیروزی اسلام می گردیم .
اسلام غیر از ما چه کسی را دارد؟
یاران با وفایش، همانها بودند که دَینِ دوستی را اداء کردند و رفتند.
اسلام در واقع شکست ناپذیر است ( الاسلام یعلو ولا یعلی علیه ) و هر شکستی که اومتحمل می شود در واقع شکست ماست نه اسلام (وانتم الاعلون ان کنتم مومنین) .
اسلام همیشه غالب است و مغلوب کسی نمیگردد و ما غالبیم اگر مومن باشیم و در غیر آن مغلوبیم .
اسلام ندارد به ذات خود عیبی   هر عیبی هست در مسلمانی ماست.
وما علینا الا البلاغ المبین

۳۱ خرداد ۱۳۹۲

ذبيح الله مجاهد : مورد توجه رسانه ها!

 

چنانچه به همه معلوم است که امارت اسلامی برای تماس به مطبوعات سخنگویان رسمی دارد که درمورد قضایا به نمایندگی ازامارت اسلامی توسط آنان به مطبوعات معلومات داده میشود وهرگونه معلوماتی که توسط این سخنگویان ارایه نگردد نظر امارت اسلامی نمیباشد.
دشمن از قبل چنین تلاش های را براه انداخته وهنوز سعی دارد تا اززبان اشخاص وافراد نامعلوم راپور وخبرهای نادرست را بنفع خود نشرنماید که یک نمونه آن مصاحبه ای است که توسط روزنامه نیویارک تایمز همین اکنون به نشر رسیده.
امارت اسلامی به همه آشکارمیسازد که هرخبریکه توسط سخنگویان رسمی امارت اسلامی به رسانه ها داده نشود آن نظر امارت اسلامی نمی باشد ورسانه ها نیز با درنظرداشت اصول واخلاق ژورنالستی اخبار وراپورهای بی مسؤلیت را پخش ننمایند.
ذبيح الله مجاهد سخنگوی امارت اسلامی
۱۴۳۴/۸/۱۴هـ ق
۱۳۹۲/۴/۲هـ ش ـــ 2013/6/23م

۲۹ خرداد ۱۳۹۲

پنج نصیحت


      پنج نصیحت
·         دلی را نشکن شاید آنجا خدا باشد
·         انسانی را تحقیر مکن شاید محبوب خداباشد
·         گناه را کوچک مشمار شاید ناگاه مرگ بیاید و توبه ای در کار باشد
·         کمک کوچکی را نیز دریغ مکن شاید رضای کبریا باشد
·         وقت نماز حاضر شو شاید آخرین لحظه ها باشد

۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۲

اینجا دنیایی دیگر است





اینجا دنیای عشق است ، دنیای آنانیکه واقعا اهمیت زندگی و مقصد حیات را درک کرده اند .
وشاید کسانی این عاشقان را دیوانه ، بی کار، گوشه نشین ویا سخنهایی سخت تر از این بزنند اما
اینجا دنیایی دیگراست......... بگذار مردم چه میگویند .... بگذار چه فکر می کنند.
این جا را فقط آنانیکه در سختی و آسانی از نزدیک همراه سفر بوده اند باید تفسیر کنند......نه هر در خانه نشسته ای که از روی بستر وبالشت گرم سخن بر زبان می راند.
قرآن را چه کسی باید تفسیر کند ؟؟
جواب : آنانیکه چندین دفعه در درس تفسیر نزد علمای بزرگ ، به کرات شرکت کرده و بعد از ممارست زیادی ملکه توضیح و تفسیر آیات آنان را طبق تفاسیر بزرگان ، حاصل شده باشد.
حدیث را چه کسی ؟؟...محدثین
فقه را ... ووووو
پس جهاد را چه کسی  تفسیر کند ؟؟
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
جواب : این درس را نیز فقط مجاهد می تواند بیان کند و بس.
بگذار مردم چه می گویند ...اما عشق را نگاه کن که در میدان واقعیت چه زیبایی هایی را که از خود بجای نمی گذارد.
آری شاید آن صحنه را از رسانه ها دیده باشید که یک جوان مجاهد سوری خود را به دل انداخته و به طرف مجاهدی که گمانا شهید شده اما در تیر رس تک تیر انداز دشمن قرار دارد و به کسی مجال نزدیک شدن نمی دهد ، خیزان خیزان به سینه نزد آن مجاهد رفته تا جسد او را نجات دهد ، و لی خودش نیز مورد اصابت گلوله ها قرار می گیرد....این نوع فدا کاریها را در هیچ جایی از دنیا نخواهید یافت .... این فقط در یک صحنه خلاصه نمی گردد بلکه مشابه این نوع قربانی ها برای مجاهدین به کرات و مرات رخ می دهد.
گفتم اینجا دنیایی دیگر است...
صحنه ای بیاد دارم که در منطقه بکوای فراه یک تعداد ازمجاهدین مورد محاصره وحمله زمینی وهوایی دشمن صلیبی در نیمه شب قرار گرفتند ، با وجود سخت بودن دفع اینچنین حمله ای - بنابر تجربه ما - اما شهید ملاتریالی رحمة الله علیه که خود از محاصره دشمن کمی دور بودند ، اما با تعدادی از مجاهدین جهت نجات دادن برادران در محاصره افتاده خود برمی خیزد ، که در نتیجه به دشمنان ضرباتی وارد می کنند و برادران مجاهد در محاصره را نجات می دهند اما خود با یاران جان فدایش به درجه رفیع شهادت نایل می آیند نحسبهم کذالک و الله حسیبهم.
آری ، این جا نفسی نفسی نیست ، اینجا نجات دیگران مد نظر است.
اینجا سخن از حقیقت است ...آن چه که می شنویم اینجا عملا آن را تجربه می کنیم.
اینجا جایی است که مقام قرب الهی حاصل شده و دعاها به صورت چشم دید و عین الیقین مستجاب می شوند.
اینجا محبت مال و دنیا از دل می رود ...هر مجاهدی که می آید دیگر در فکر دنیا ومتاع آن نیست ، زیرا اینجا چیز دیگری چشم آنهارا پر کرده است که آرزوی هرچه زودتر رسیدن به آن رادارند ، آری بهشت ، دیدار الله متعال ،حوران بهشتی و حیات ابدی که مرگ را درآن راهی نیست
اینجا عکس آنجاست ......
آنجا مردم در فکر نمردن اند ، در فکر هرچه بیشتر زنده ماندن اند ، اما اینجا به فکر اینند که زود تر به زندگی ابدی و نعمتهای جاویدش دست یابند.
و امیدواریم خداوند ما را در این راه پاک ثابت قدم نگهدارد و با مدال پاک شهادت ما را سعید بگرداند ...آمین وما ذالک علی الله بعزیز

احتیاط از دزدان

دو تا دکان دار در کنار یکدیگر در بازار مشغول بکارند، یکی " کاه " می فروشد و دیگری " طلا فروش " هست.

وقت غروب که میشود هردوی ایشان با بستن دکان های خود به طرف خانه خود می روند .
کاه فروش وقت رفتن ، و بستن دکانش ، هیچ اضطرابی در دل نداشته و با یک قلف معمولی هم درب دکان را بسته و با خیالی آسوده به طرف خانه خود میرود و در ذهنش هیچ خطری نسبت به آمدن دزدی و  بردن کاه های دکانش ندارد، زیرا می داند که دزد ها نیازی به این چیز معمولی برای دزدیدن ندارند.
اما شخص طلا فروش هنگامه غروب همه طلا ها را در جای مخصوصش جمع نموده و سپس درب دکان را با چندین قلف غیر معمولی بسته و نگاهبان بازارچه را نیز سفارش میکند تا چشمی به دکانش بیندازد و باز هم با یکنوع دلهره ایی به خانه اش برمیگردد و شب را  با این فکر که مبادا دزدی بیاید وتمام حاصل زحمات چندین سال من را در چند ساعت بدزدد بسر میبرد.
آری این قصه یک دکان دار بود اما آیا فکر کرده ایم که ما هم ثروتی بسیار گرانبها تر در وجودمان داریم که دزدان زیادی نیز در کمین اند تا آن را ازما بربایند و بدزدند ؛ آیا دلهره ای داشته ایم که مبادا شیطان قسم خورده و نفس اماره بالسوء دو تا دزدان خطرناک ایمان ما را آهسته آهسته از میان قلب ما بربایند .
اینجا نیز جبهه ای محکم و بیدار میخواهد.
برگرفته از دفترچه خاطرات یک دوست مجاهد که جام شهادت را نوشیدند   نحسبه کذالک ولانزکی علی الله احدا

پروانه وارمیسوزند


گروهی پروانه وار به دور شمعی میسوزند

دامن چاک گرفته ای را چه خوب میدوزند

استادان شان چه ماهر و دانا ترینها بوده اند

خالد و فاروق وامثالش بهترین ها بوده اند

۱۵ فروردین ۱۳۹۲

شعله های ایمان در سینه های جوان

 

            تنها راز بقای اسلام و دفاع از شعایر اسلامی ، جهاد و وجود مجاهد هست درست است که مدارس دینی ، تبلیغات اسلامی و غیره اساس و ضمانت بقای اسلام را دربر دارند اما از این نگذرم که بقای مدارس دینی ،مساجد ،علماء ودفع فتنه ها و غیره همه وابسته به مجاهد اند و موقوف بر وجود مجاهدان اند. حیات مجاهد مساوی با دفاع از قرآن ،مساجد و معابد ودفاع از مستضعفین  با جان ومال است . حیات مجاهد مساوی با قربانی است {ان الله اشتری من المومنین انفسهم واموالهم بان لهم الجنة }. زندگی مجاهد یعنی آزادی از هر قید وبند غیر از بندگی و خم کردن سر در پیشگاه الله متعال. زندگی مجاهد یعنی خوف و هراس در دل بدخواهان { ترهبون به عدو الله و عدوکم } دشمنان اسلام از کوچک و بزرگ از همین چیز هراسیدند که موجودیت مجاهدین را در افغانستان برداشت نکردند لذا حملات سنگینی را بر مردم مجاهد صفت ما شروع کردند. انها ترسیدند تا مبادا این جماعت رشته استعماری مارا بر ملتها قطع کنند ونمونه ای برای دیگران گردند { الله ابتعثنا لنخرج من شاء من عبادة العباد الی عبادة الله وحده ....ومن جور الادیان الی عدل الاسلام }.  انها خواستند تا با این لشکرکشی قدرت نوپای اسلام را در نطفه خفه کنند{ یریدون لیطفئوا نور الله بافواههم }اما نیروی ایمانفشعله هایش از درون سینها فواره زد و انفجارهای نامرئی در سینه جوانان غیور و با ایمان ، اینک به آتشفشانی هولناک تبدیل شده و صفهای قتال –همان چیزی که دشمن از آن می هراسید – تمامی سرزمین های اسلامی و غیر اسلامی را دربر گرفته است. از عراق و افغانستان گرفته تا سوریه و دمشق واز مالی والجزایر گرفته تا سودان ، یمن و سومالی و دهها جای دیگر ........شعله ها از سینه ها بیرون آمده و افقی نو را برای امت اسلام و زوال کفر و فرعونیان نوید می دهد { والله متم نوره ولو کره الکافرون }. هر جوانی که سینه اش با تیر دشمن شکافته میشود ده ها مجاهد دیگر در نوبت اند تا جایش را پر کنند . گرچه هنوز نیز نیاز به خضور جوانان بیشتری در ساحه قتال و جهاد هست اما جوانان امت من حیث المجموع در باب ایثار و قربانی سنگ تمام گذاشته اند و دشمنان و تحلیل گرانشان انگشت تحیر را بر دهان گرفته اند. آری؛ دشمن باید بداند و تاریخ نیاکان ما را مطالعه و بررسی کند که کرده است........ما نوادگان همان خالد کرار هستیم که با هر حمله ای نیت نیت شهادت را داشت اما زنده میماند.......ما پیروان همان طارق ابن زیاد هستیم که چون از در یا گذشت و پا در خاک دشمن نهاد کشتی ها یش را آتش زد و راه باز گشت را برای خود نیست کرد ................ما فرزندان همان صلاح الدین هستیم که که قسم خورد تا آزادی بیت المقدس لبخند را  بر لبانش نیاورد. ملاعمرمجاهد از چشمه همان باغ آب خورده ...........نوجوانان فدایی ما به همان عشق زنده اند ............... و خلاصه هر مجاهد ما فدایی هست وبلکه انکه با ما نسبتی دارد و چند روزی فریب خورده با توبه نصوح در لیست فدائیان قرار می گیرد چه برسد به نوجوانیکه در سنگر بوده و به آن خو گرفته است...........ایمان نظیر ندارد و دشمنان نقش ایمان را نمی دانند چون تهی از آن اند لذا مات ومبهوت مانده اند .....{ قل موتوا بغیظکم }.   

۱۵ دی ۱۳۹۱

جوانان، بازوهای قدرتمند اسلام


    

اسلام آیینی است که در اعماق قلب مومنان جای دارد، بزرگان علمی و عقلی، رهبران آن ، و جوانان مومن ،غیورو پرتوان ، مدافعان واقعی آن اند .

جوانی نیروی قدرتمندی در وجود بشر است که قدرت، انقلاب، شجاعت، عزم فولادی، فداکاری و عافیت از خصوصیات منحصره آن است.

گرچه رهبریت در امور بشری بیشتربه دست بزرگسالان است و عقلا نیز این چیز مورد پسند است زیرا صاحب تجربه اند . اما نیروی عمل ، نیروی دفاع ونیروی سنگر ، جوانان اند. زیرا بوسیله بازوی پرتوان ایشان وبخاطر تازگی و نشاط روحیه آنها، استقامت و پیروزی قرین راه میگردد و تضمین پیشرفت و بقای هر انقلابی را نیروهای جوان باید امضاء کنند .

" اِنّهُم فِتیَة آمَنُوا بِرَبّهِم وَزِدناهُم هُدَی " الکهف/ 13.........آنها جوانانی اند که به خدای شان ایمان داشتند و ما بر هدایت شان افزودیم .

از ذکر اصحاب کهف، جوانانی که برای انقلابی نو و شوریدن بر علیه شرک وکفر دوران خویش بپاخاستند ، در قرآن مجید چه مراد است......مگر نه اینکه جوانان را نیروهای انقلاب و یقین معرفی کند ؟

آری! بیشتر نیروهای انقلاب اسلام را در عهد نبوی نیز جوانان تشکیل می دادند ، مصعب و خالد ، عمر ، بلال وحمزه، یا اسامه، معاذ و معوذ و سلمان فارسی .

دادن رهبری لشکر اسلام به حضرت اسامه بن زید،جوانی غیرتمند از طرف رسول خدا – صلی الله علیه وآله وسلم- به طرف شام و در مقابل رومیان، در حالیکه رهبرانی بزرگتر چون ابوبکر صدیق و ابوعبیده بن جراح رضی الله عنهما در آن حضور داشتند، حاکی از چه فضلی است؟

دعای پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم: " الّلهُم أعِزّ الاِسلامَ بِعُمَرابنِ الخَطاب " ....بار خدایا اسلام را به ذریعه عمرابن خطاب قوت بده.......آیا بیانگرنه این است که جوان پرتوان، با عقیده ای قوی میتواند به انقلاب مذکور پایداری و قوت ببخشد ، همان گونه که " کانَ اِسلامُ عُمَر فَتحًا، وَکانَت هِجرَتُه نَصرًا، وَکانَت اِمارَتُه رَحمَة، لَقد رَأیتُنا وَ مانَستطِیعُ اَن نُصَلّیَ بالبیت حتی أسلم عمر، فلما أسلم عمر قاتلهم حتی ترکونا فصلینا "...........اسلام آوردن عمر- رض - فتح بود ، هجرتش نصرت و امارتش رحمت ، ما توانایی اقامه نماز را در حدود بیت الله نداشتیم تا اینکه عمر- رض - اسلام آورد و با آنان مقابله نمود تا ما را وا گذاشتند تا نماز بخوانیم.

جوانی ، رحمت و فضلی از جانب خداست تا رضایت خدا را بیشتر و بهتر حاصل کنیم ، فرصتی که به فصل بهار از میان چهار فصل سال میماند ودر طی سال یکبار نیز بیشتر نمی آید.

در ارشادات رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم نیز به همین چیز اشاره شده و اولین چیز، جوانی را یاد میکند آنجائیکه میفرماید : " اغتنم خمسا قبل خمس شبابک قبل هرمک....الخ " پنج چیز را قبل از فرارسیدن پنج چیز غنیمت بشمار ، جوانی خود را قبل از پیری و کهنسالی ....

جوانی فرصتیست که باید آنرا قدر دانیم و از نیروی پر جوش و خروشش جهت دفاع از دین اسلام و مسلمانان مظلوم و بی دفاع استفاده ببریم ، آنگونه که حضرت طلحه - رض- جانش را سپری برای پیغمبر صلی الله علیه وسلم کرد ، همانطور که حضرت حمزه – رض- با دو شمشیر سرهای دشمنان را قطع مینمود تا شهید شد ، بمانند حضرت جعفرطیار - رض- که بخاطر نه افتادن بیرق اسلام هردو دستش قطع شدند ، باسینه و بازوها ی خود گرفت تا اینکه سر را نیز قربان کرد.

امروزه نیز بیش از پیش، اسلام عزیز به نیروهای خسته ناپذیرجوانان ، نیاز دارد تا از کیانش دفاع کنند، تا از زنان مسلمانش که تحت ظلم وتجاوزبیگانگان اند دفاع کنند ، تا از سرزمینهایش که به تسلط کفار درآمده اند دفاع کنند ، تا مسجد الاقصی و مسجد قرطبه را باز پس گیرند....اسیران در بند گوانتانامو، ابوغریب ، بگرام ، و صدها زندانهای مخفی و وحشتانک دشمنان را آزاد سازند .....عراق، افغانستان، شام و دهها جای دیگر را از بربریت مستکبران رهایی بخشند .... و خلاصه اینکه تا جایی قربانی بدهند تا اسلام را از حالت دفاعی به وضعیت تهاجمی بر مستکبران برسانند وشوکت و ابهت اسلامی را به روز گار عمرابن خطاب رضی الله عنه برسانند و این از دست نیروهای مومن و جوان به دست می آید.

الحمدلله امروزه نیز همین جوانان غیور و مومن اند که سنگرهای گرم و داغ امارت اسلامی را پرکرده اند و دشمن را در این خاک ظلم ستیز به زانو در آورده اند.

هزاران جوان مومن ما با وجود سخت ترین شرائط زندگی با بستن جاکتهای استشهادی تا سرحد عاشقان موت رسیده اند، تمام آرزوهای دنیایی را پشت پا زده و کاملا خود را وقف دفاع از اسلام و آزادی سرزمینهای اسلامی نموده اند ، وقیام جوانان مسلمان در کشورهای اسلامی وعربی کاخهای بسیاری از ظالمان عصر را ویران نمود واین خود نشانگر اندازه توان و قدرت نیروی جوانان مسلمان با توکل به ذات خدای یکتاست.

اما نه اینکه این کافی نیست بلکه راه طولانی است و باید جوانان مومن تا :

- شکستن کامل شوکت و تکبر دشمنان اسلام

- آزادسازی سرزمینها اسلامی از دست نیروهای اشغالگر

- آزادسازی تمام اسیران مظلوم وستمدیده مسلمان

- اعلای کلمة الله و احیای خلافت اسلامی

ازهیچ کوششی دریغ نکنند و از این فرصت جوانی جهت دست یافتن هرچه بیشتر به رضای خداوندی در این دنیای فانی استفاده ببرند تا با عمرها و خالد ها – رضی الله تعالی عنهم - در جنات نعیم خداوندی همسایه گردند.

{ وکفی الله المومنین القتال و کان الله قـویا عزیزا }